از این شاخه به آن شاخه پریدن!

به نظرم تا زمانیکه ما یکهو وسط میدان عمل نرویم و آستینمون رو بالا نزنیم، هیچ دیدی نسبت به علاقه‌های خودمون پیدا نمی‌کنیم. بارها به من گفته‌اند که از این شاخه به آن شاخه نپر درصورتیکه من صرفاً دارم علاقه‌هایم را با آزمون و خطا پیدا می‌کنم. از اینجور افراد نیستم که در تست‌های علاقه‌سنجی و اینجور خزعبلات شرکت کنم تا یک دانش‌آموخته دانشگاهی بخواد برای من تصمیم بگیره که چه مسیری برای من بهتره و یا استعداد ذاتی من چی هست. باور کنید تا از این شاخه به اون شاخه نپرید به هیچی نمیرسیم. مثلا من همیشه از کدنویسی متنفر بودم تا اینکه خودم با جستجو به زبان برنامه‌نویسی پایتون رسیدم. بعد فهمیدم که اتفاقا من چقدر هم علاقمند و صرفا تا اون لحظه دید بدی نسبت به متلب و زبان‌های دیگه داشته‌ام. دلیلش هم این هست که همیشه دوست دارم در مسیرهایی باشم که افراد خیلی کمی اونجا باشن

من تا آخر دوره کارشناسی ارشد به هر چیزی که حتی ذره‌ای علاقه داشتم، یورش بردم و مقداری ازش یاد گرفتم. اون موقع بهم میگفتن یهو میشی مثل یه اقیانوس کم عمق! نظر بقیه برام مهم نیست. تو سایتم کار فروش و اینجور چیزها رو تجربه کردم، چندین سایت و وبلاگ راه انداختم، مدتی برای MBA می‌خوندم، یه مدت کارهای ریاضیاتی کردم، مدتی شبیه‌سازی کار کردم، یه چند وقت ولتست و فرازآوری مصنوعی و آمار و هوش مصنوعی و نوشتن کتاب و مقاله و … . خلاصه الآن (یعنی از حدود ۱ سال و نیم پیش تا حالا) دیگه دقیقاً میدونم هدفم چیه. به طور واضح میدونم میخوام چه کاری انجام بدم. خیالم راحته که هر کاری که به ذهنم رسیده رو امتحان کردم. چهار ماه دیگه سربازیم تموم میشه و من برنامه دقیقی از زندگیم دارم و این بهترین چیز واسه من هست. 

 هر سوالی در این زمینه دارید از طریق ایمیل یا تلگرام بپرسید.

salmani.sgh@gmail.com

تلگرام صادق سلمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code